تلنگر

تفسیر حقیقت ... تفکری برای تلنگر

بدون شرح ... تفسیر حقیقت ... تفکری برای تلنگر

...زنا و لواط - 10
دهم از گناهانی که به کبيره بودنش تصريح شده زنا و لواط است چنانچه حضرت
صادق(ع) و حضرت کاظم(ع) و حضرت رضا(ع) و حضرت جواد(ع) فرموده اند و
از » : برای کبيره بودنش به آيه 68 از سوره فرقان متمسک شده که می فرمايند
جمله صفات بندگان خدا آنست که نپرسند و نخوانند با خدای بحق خدای ديگری
را(يعنی مشرک نباشند) و آن نفسی که خدا کشتنش را حرام فرموده نکشند و زن ا
نکنند، و کسی که اينها را بجا آورد (شرک، قتل، زنا) برسد و ببيند جزای خود را که
5] «. [شکنجه اش در روز قيامت دوچندان است و هميشه بخواری در آتش است
معانی اثام وغی
در اين آيه شريفه، نام يک وادی در دوزخ است که زن ا « اثاماً » و در منهج است که
کاران را در آن عقوبت می کنند و گفته اند چيزی است که سيلان کند از اجسام
دوزخيان مانند چرک و خون. و در روايات آمده است که: اثام در اين آيه وغی در آيه
ديگر[ 6] در چاه در دوزخ است که اگر سنگی را از کنارش رها کنند در مدت هفتاد
و نزديک زنا مشويد و » : سال بقعر آن می رسد. در سوره بنی اسرائيل می فرمايد
گرد آن نگرديد بدرستيکه آن خصلتی زشت و کاری فجيع و بد راهی است. [ 7] زير ا
که زنا سبب قطع نسبها و هيجان فتنه ها و باطل کردن مواريث و صله رحم و حقوق
.پدران بر فرزندان و حقوق فرزندان بر پدران است
حرمت لواط از زنا بيشتر است، بدرستيکه خداوند » : از امام صادق (ع) مرويست که
قومی را برای عمل لواط هلاک فرمود(قوم لوط) ولی کسی را برای زنا هلاک
[نفرمود.[ 8
از رسول اکرم(ص) مرويستکه فرمود: کسی که با پسری جمع شود روز قيامت جنب
وارد محشور می شود و آب دنيا او را پاک نمی کند و خشم خدا بر اوست و او ر ا
لعنت فرموده، دوزخ را برايش آماده می فرمايد و بد جايگاهی است. سپس فرمود هر
گاه کسی لواط کند، عرض خدا بلرزه در آيد و خداوند او را لعنت و غضب فرموده و
جهنم را برايش آماده می فرمايد و ملوط (مفعول) را در کنار جنهم نگه می دارند ت ا
خلايق از حساب فارغ شوند، پس او را در جهنم می اندازند و در طبقات دوزخ
[هميشه معذب خواهد بود. [ 9
عذابهای قوم لوط بر ظالمين
در قرآن مجيد سه نوع عذاب برای قوم لوط بيان فرموده: صحيحه، باريدن سنگ
عذاب برا آنها، زير و رو شدن شهرهای آنها. بعد می فرمايد: عذابی که بر قوم لوط
نازل شد از ظلم کنندگان دور نيست.[ 10 ] و اين تهديد سختی است به کسانيکه عمل
.آنها را مرتکب شوند
قذف - 11
دوازدهمين از گناهان کبيره قذف است و آن نسبت زنا يا لواط به زن يا مرد مسلمان
پاکدامن دادن است. در احاديث از ائمه معصومن و رسول اکرم(ص) به کبيره بودنش
.و وعده عذاب آن اشاره شده است
کسانی که بزنان و مردان پاکدامن نسبت زنا می دهند در دنيا مطرود و ملعون و
مردود بندگان و در آخرت ملعون مورد غضب پروردگارند يا اينکه در دنيا به عقوبت
حد و رد شهادت و در آخرت به انواع و اقسام عذابها مبتلا خواهند بود. اينان را در
آخرت شکنجه بزرگی است در روزی که زبانشان و دست و پايشان بر آنچه کرده اند
[گواهی دهند.[ 11

هم جنس بازي كه در پسر با پسر با عنوان لواط (پدوفيليا ،‌ بچه بازي ، Pedophilia، گي ، Gay) شناخته مي شود و در دختر با دختر با عنوان سحاق (مساحقه ، طَبَق‌زني ، Lesbianism) در اسلام به شدت نهي شده است. اين رفتار كه از ديدگاه روانشناسي يك انحراف جنسي به شمار مي رود ، عملي بر خلاف فطرت است. به طور كلي هر عملي كه با فطرت انسان هم خواني نداشته باشد، تأثير سوء دارد و بر تحير و سرگرداني و پريشاني و اضطراب در شخص افزوده مي شود ، حتي اگر به ظاهر از آن لذت ببرد و بدان خرسند باشد. به همين دليل روايات زيادي درباره مذمت هم جنس بازي نقل شده که بسيار تکان دهنده است. با
مطالعه آن روايات، ميتوان به زشت بودن اين عمل پي برد. قطعاً روايات در جلوگيري از اين عادت ناپسند مؤثر است و برخي از آن ها را براي شما نقل مي كنيم:


پيامبر اکرم‏صلي الله وعليه وآله : “هر کس با نوجواني آميزش جنسي کند، روز قيامت ناپاک وارد محشر ميشود، آن چنان که تمام آب‏هاي جهان او را پاک نخواهند کرد و خداوند او را غضب مي کند و از رحمت خويش دور مي دارد و دوزخ را براي او آماده ساخته و چه بد جايگاهي است”.(وسائل الشيعه، ج 14، ص 249.)
پيامبر اکرم‏صلي الله وعليه وآله: “هرگاه جنس مذکر با مذکر آميزش کند، عرش خداوند به لرزه درمي آيد”.(وسائل الشيعه، ج 14، ص 249.)
در مذمّت لواط در قرآن از قول حضرت لوط به قومش آمده است: «أتأتون الذکران من العالمين؛ آيا در ميان جهانيان شما به سراغ جنس مرد مي‌رويد و همسراني را که خدا براي شما آفريده است رها مي‌کنيد؟!‌ شما قوم تجاوزگري هستيد».( شعراء (15) آيه‌ 165)
پيامبر اکرم ‏صلي الله وعليه وآله: «بوي بهشت به مشام کسي که مورد هم جنس گرايي واقع مي‌شود، نخواهد رسيد».(تفسير نمونه، ج 15، ‌ص 320)
امام صادق عليه السلام در بيان فلسفه حرمت لواط : اگر آميزش با پسران حلال بود، مردان از زنان بي نياز مي‌شدند و اين موجب قطع نسل بشر مي‌شد و مفاسد زياد اخلاقي و اجتماعي به بار مي‌آورد.( وسائل الشيعه، ج4، ص252)
البته اين احاديث بدين معنا نيست كه اگر كسي كه اين گناهان را مرتكب شده ، خداوند توبه اش را نپذيرد. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد : إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً [النساء : 48]
يعني غير از گناه شرك بقيه گناهان آمرزيده مي شود . ولي اين آمرزش قطعي نيست. يعني كسي كه لواط يا سحاق كرده و سپس توبه نموده ، نبايد از آمرزش خود مطمئن باشد بلكه پيوسته بايد بين خوف و رجا باشد و به اميد آمرزيده شدن مجددا سراغ اين گناه كبيره نرود.
از طرف ديگر نبايد خودش را فريب بدهد كه بعد از انجام اين گناه توبه مي كنم. چه بسا شيطان توفيق گرفتن توبه را از او بگيرد و مرگش فرارسد.
به هر حال از نظر پزشکي نيز ثابت شده که رابطه مرد با مرد و همجنس با همجنس يک رابطه پرخطر است ، حتي با وسايل پيشگيري. هيچ پزشکي چنين رابطه اي را توصيه نمي کند و مسلما هيچ نظريه اي مبني بر سالم بودن و بي ضرر بودن اين رابطه ارائه نگرديده، بر عکس، اين رابطه هميشه از نظر پزشکي نقض گرديده است. از طرف ديگر ساير بيمارهاي عفوني، ويروسي همانند هپاتيت، ايدز، سفليس و ساير بيماري‌هاي مقاربتي از طريق مقعد (پشت) راحت تر منتقل مي‌شوند. خيلي از افراد تصور مي کنند که در رابطه مقعدي هيچ خطري آنها را تهديد نمي‌کند، در حالي که چون مقعد در درون خود باکتري
هاي زيادي دارد، انتقال ويروسهاي نظير ايدز و… راحت تر انجام مي شود. اين باکتري ها با شستشو از بين نمي‌روند. از آن گذشته دريچه مقعد يک درچه خروجي است، پس وارد شدن هر چيزي از اين دريچه علاوه بر آسيب به دريچه و موارد ذکر شده همراه با درد است. و به مرور باعث باز شدن هر چه بيشتر دريچه مقعد و پيدايش عوارض ذکر شده مي‌شود.
از نظرگاه اجتماعي نيز اين رابطه آسيب هاي فراواني را به همراه دارد. پرهيز از فرزند دار شدن با تمايلات همجنس گرايانه و دوري از ازدواج واقعي و ازدواج مرد با مرد و زن با زن نظام خانواده و انساني را از هم مي پاشد. مرحوم علامه محمدتقي جعفري درجواب فيلسوف شهير اروپايي برتراند راسل که چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و برايش قانون وضع کرده است، مي نويسد: «با ازدواج مي خواهد انسان به وجود آيد، مساله تولد انسان مطرح است.»
بنابراين، ارضاي غريزه جنسي و تامين نيازهاي فيزيولوژيک انسان از آثار مثبت ازدواج است; ولي ميتوان فلسفه و حقيقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو کرد: تکميل، تسکين و توليد.
1. تکميل
هيچ انساني به تنهايي کامل نيست و پيوسته در جهت جبران کمبود خويش تلاش ميکند. جوان در پي رسيدن به استقلال فکري است; براي جبران نواقص و تامين نيازهاي بي شمار خود به سوي ازدواج سوق داده ميشود و با گزينش همسري مناسب و شايسته موجبات رشد و تکامل خويش را فراهم ميکند. شهيد مطهري در اين باره ميفرمايد: «تشکيل خانواده يعني يک نوع علاقه‏مند شدن به سرنوشت ديگران…. و يکي از علل اين که در اسلام ازدواج يک امر مقدس و عبادت تلقي شده است همين است… ازدواج اولين مرحله خروج از خود طبيعي فردي و توسعه پيدا کردن شخصيت انسان است… پختگي که در پرتو ازدواج و
تشکيل خانواده ايجاد ميشود، در هيچ جاي ديگر نميتوان به آن رسيد. و آن را فقط در ازدواج و تشکيل خانواده بايد بدست آورد.»(تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهري. ص 252.)
بنابراين، ميتوان ازدواج را مايه رشد و کمال يافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه‏اي آفريده که بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف کامل ميشود. مرد به زن نيازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحي و جسمي به هم وابسته‏اند و با قرار گرفتن در کنار هم يکديگر را تکميل مي کنند.

2. تسکين
مهم‏ترين نيازي که بر اثر ازدواج تامين ميشود، نياز به آرامش و احساس امنيت و آسودگي است اين نياز که در سرشت آدمي ريشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بيان فلسفه ازدواج ميفرمايد: «از آيات و نشانه‏هاي خداوند اين است که براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داديم تا در کنار آنان آرامش يابيد».(سوره روم (30) آيه 21)
بنابراين، همسر موجب آرامش و امنيت‏خاطر و محيط خانه وسيله آرامش روحي زن و مرد قرار داده شده است. در اوايل جواني احساس تنهايي، بيهودگي و نداشتن پناهگاه انسان را فرا ميگيرد. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسري شايسته و دلسوز اين احساس را از بين ميبرد و او را به آرامش روحي ميرساند. اين احساس آرامش به ثبات فکري و روحي، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت ميانجامد. در واقع دست آفرينش نوعي کشش دروني ميان زن و مرد به وديعت نهاده تا هر کدام در سنين خاص خواهان يکديگر شوند و اضطراب وپريشانيشان از طريق ازدواج به سکونت و آرامش تبديل گردد. دانشمندان علوم
تجربي و انساني نيز ارضاي صحيح و به موقع غريزه جنسي و ترشح معتدل غدد جنسي را براي سلامت جسم و روان آدمي لازم دانسته، عدم آن را سبب پاره‏اي از بيماريهاي رواني و گاه جسماني شمرده‏اند. حال آيا فكر مي كنيد اگر يك زن با زن ديگر ازدواج كند ، آرامش لازم را در مسائل مختلف زندگي خود خواهد داشت؟
3. توليد
يکي از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقاي نسل آدمي است. توليد و تکثير نسل را نبايد کوچک و بي اهميت‏شمرد; زيرا هدف آفرينش جهان وجود انسان و پرورش و تکامل او است. توليد و پرورش انسان‏هاي خدا پرست و موحد و نيکوکار و صالح، مطلوب خداي جهان آفرين است. از ديدگاه اسلام، وجود فرزند صالح براي پدر و مادر يک عمل صالح شمرده ميشود و در سعادت دنيا و آخرت آن‏ها مؤثر است‏به همين جهت، معصومان توليد و تکثير نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند. پيامبر اکرم (ص) ميفرمايد: «چه مانع دارد که مؤمن براي خودش همسري برگزيند. شايد خدا فرزندي به او عطا کند که با
گفتن لااله الاالله زمين را سنگين سازد.» در حقيقت زوج‏ها از طريق فرزندان خود رشته پيوند ميان اعضاي يک نسل را به وجود ميآورند. اين امر از اهداف اساسي ازدواج است; وجود فرزندان به گرمي، پويايي و صفاي کانون خانواده ميانجامد و انگيزه ادامه زندگي را در انسان تقويت ميکند.
البته روشن است که در پرتو ازدواج يکي از نيازها و غرايز مهم انسان (غريزه جنسي) تامين و به روشي درست ارضا ميشود.
با تأمين اين نياز جسماني، فرد از نظر رواني، ذهني و اخلاقي به آرامش ميرسد و مسير بسياري از انحرافات جنسي و اخلاقي و اجتماعي بسته ميشود.
بنابراين ازدواج، پيمودن يک مسير صحيح و عقلاني و فطري است.
مطمئناً مواردي که ذکر شد، در ازدواج دو پسر يا دختر با هم تأمين نمي‌شود، بلکه به آن اهداف آسيب مي‌رساند، پس هم جنس گرايي و همجنس بازي از نظر اجتماعي و نظام خانوادگي نيز مضرات بسياري دارد.
فصل اول - تعريف و موجبات حد لواط
ماده 108 - لواط وطي انسان مذكراست چه بصورت دخول باشدياتفخيذ .
ماده 109 - فاعل و مفعول لواط هر دو محكوم به حد خواهندشد .
ماده 110 - حد لواط در صورت دخول قتل است و كيفيت نوع آن در اختيار حاكم شرع است .
ماده 111 - لواط در صورتي موجب قتل مي شود كه فاعل ومفعول بالغ و عاقل و مختار باشند .
ماده 112 - هرگاه مرد بالغ و عاقل با نابالغي لواط كند فاعل كشته مي شود و مفعول اگر مكره نباشد تا74 ضربه شلاق تعزيرمي شود .
ماده 113 - هرگاه نابالغي نابالغ ديگر را وطي كند تا74 ضربه شلاق تعزير مي شوندمگر آنكه يكي از آنها اكراه شده باشد .

فصل دوم - راههاي ثبوت لواط در دادگاه
ماده 114 - حد لواط با چهار بار اقرار نزد حاكم شرع نسبت به اقرار كننده ثابت مي شود .
ماده 115 - اقرار كمتر از چهار بار موجب حد نيست و اقراركننده تعزير مي شود .
ماده 116 - اقرار در صورتي نافذ است كه اقرار كننده بالغ ، عاقل مختار و داراي قصد باشد .
ماده 117 - حد لواط با شهادت چهار مرد عادل كه آن را مشاهده كرده باشند ثابت مي شود .
ماده 118 - با شهادت كمتر از چهار مرد عادل لواط ثابت نمي شودو شهود به حد قذف محكوم مي شوند .
ماده 119 - شهادت زنان به تنهائي يا به ضميمه مرد ، لواط را ثابت نمي كند .
ماده 120 - حاكم شرع مي تواند طبق علم خود كه از طرق متعارف حاصل شود ، حكم كند .
ماده 121 - حد تفخيذ و نظاير آن بين دو مرد بدون دخول براي هر يك صد تازيانه است .
تبصره - در صورتي كه فاعل غير مسلمان و مفعول مسلمان باشد حداقل قتل است .
ماده 122 - اگر تفخيذ ونظاير آن سه بار تكرار و بعد از هر بار جاري شود در مرتبه چهارم حد آن قتل است .
ماده 123 - هرگاه دو مرد كه با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت در زير يك پوشش بطور برهنه قرار گيرندهر دو تا99 ضربه شلاق تعزير مي شوند .
ماده 124 - هرگاه كسي ديگري را از روي شهوت ببوسد تا60 ضربه شلاق تعزير مي شود .
ماده 125 - كسي كه مرتكب لواط يا تفخيذ و نظاير آن شده باشد اگر قبل از شهادت شهود توبه كند حد او ساقط مي شود و اگر بعد از شهادت توبه نمايد حد از او ساقط نمي شود .
ماده 126 - اگر لواط و تفخيذ و نظائر آن با اقرار شخص ثابت شده باشد و پس از اقرار توبه كند قاضي مي تواند ازولي امرتقاضاي عفو نمايد .

باب سوم - مساحقه
ماده 127 - مساحقه ، همجنس بازي زنان است با اندام تناسلي 0
ماده 128 - راههاي ثبوت مساحقه در دادگاه همان راههاي ثبوت لواط است .
ماده 129 - حد مساحقه براي هر يك از طرفين صد تازيانه است .
ماده 130 - حد مساحقه درباره كسي ثابت مي شود كه بالغ ، عاقل ، مختار و داراي قصد باشد .
تبصره - در حد مساحقه فرقي بين فاعل و مفعول و همچنين فرقي بين مسلمان و غيرمسلمان نيست .
ماده 131 - هرگاه مساحقه سه بار تكرار شود و بعد از هر بارحد جاري گردد در مرتبه چهارم حد آن قتل است .
ماده 132 - اگر مساحقه كننده قبل از شهادت شهود توبه كند حد ساقط مي شوداما توبه بعد از شهادت موجب سقوط حد نيست .
ماده 133 - اگر مساحقه با اقرار شخص ثابت شود و وي پس ازاقرار توبه كند قاضي مي تواند از ولي امر تقاضاي عفو نمايد .
ماده 134 - هرگاه دو زن كه با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت برهنه زير يك پوشش قرار گيرند به كمتر از صدتازيانه تعزير مي شوند . در صورت تكرار اين عمل و تكرار تعزير در مرتبه سوم به هر يك صد تازيانه زده مي شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/10/14ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط A@v  | 

سحرنزدیک است...

تکون معیشه الرجل من دبره و معیشه المراه من فرجها
درآمد مرد از پشتش و درآمد زن از جلویش میباشد
بحارالأنوار ج 52 ص 257
‏...
تزوج الامرأة بالأمرأة و تزف کما تزف العروس الی زوجها
زن با زن ازدواج میکند و همچون عروسی ک ب نزد شوهرش میرود خود را آرایش میکند
الزام النصاب ص 195
‏...
فإذا کان ذلک اقبلت علیهم فتن لا قبل لهم بها
پس هرگاه چنین شد فتنه هایی بر آن ها نازل میشود ک تاب تحمل آن را ندارند
بشارة الأسلام ص 78
‏...
افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون
آیا گمان برده اید ک شما را بیهوده آفریده ایم و اینکه شما ب سوی ما بازگردانده نمیشوید
سوره مؤمنون آیه 115
...
لأیاتی علیکم زمان الا الذی بعده شر منه
زمانی بر شما وارد نمیشود مگر آنکه بدتر از آن پیش روست
صحیح بخاری ج 3 ص 49
...
انکم فی زمان من ترک عشر ما امر به هلک و سیأتی زمان من عمل بعشر ما امر به نجا
همانا شما در زمانی هستید ک اگر کسی یک دهم تکالیفش را ترک کند هلاک میشود و زمانی فرا میرسد ک اگر کسی فقط یک دهم تکالیفش را انجام دهد نجات پیدا میکند
منتخب الأثر ص 438
...
لعن الله المخنثین من الرجال و المترجلات من النساء
خداوند زنان و مردان همجنس باز را لعنت کند نهج الفصاحه ج 2 ص 473_474 ...
اذا رکب الذکور الذکور و الإناث
هنگامی ک مردان با مردان و زنان با زنان آمیزش کنند
کشف النعمه ج 3 ص 324
...
اذا اکتفی الرجال بالرجال و النساء بالنساء
هنگامی ک مردان ب مردان و زنان ب زنان اکتفا نمایند
منتخب الاثر ص 425
...
إذا صارالغلام یعطی ما تعطی المرأه یعطی قفاه لمن ابتغی
الزام الناصب ص 183
...
یتسمن الرجال للرجال و النساء للنساء
مردان برای مردان و زنان برای زنان آرایش میکنند
بحارالانوار ج 52 ص 257
...
یزف الرجال للرجال کما تزف المرأه لزوجها
مردان با مردان زفاف می کنند همانگونه ک زن با همسرش زفاف میکند
بشاره الاسلام ص 76
..


+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/07/09ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط A@v  | 

معادله تو ...

تو اون چیزی نیستی که فکر میکنی

 

 

هستی +تو اون چیزی هستی که فکر

 

 

میکنی نیستی = تو همانی که

 

 

می اندیشی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/06/21ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط A@v  | 

بدون شرح

هیچکس نفهمید شاید شیطان عاشق حوا بود که بر آدم سجده نکرد   ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/22ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط A@v  | 

مجازیت---------------------واقعیت

. . .

روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.

مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در
رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم
تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.

فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست
نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه

نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:

- عمو... میشه کمی پول به من بدی؟

فقط اونقدری که بتونم نون بخرم

- نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.

- باشه برات می خرم

صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای
زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای
موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که درسفر سپری کرده بودم.

عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟

آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.

- باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟

غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم
است ، بیرونش کند. وجدانم مرا منع می کرد. گفتم نه مشکلی نیست.

بذار بمونه. برایش نان و یک غذای خوش مزه بیارید.

آنوقت پسرک روبروی من نشست.

- عمو ... چیکار می کنی؟

- ایمیل هام رو می خونم.

- ایمیل چیه؟

- پیام های الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن.

متوجه شدم که چیزی نفهمیده. برای اینکه دوباره سئوالی نپرسد گفتم:

- اون فقط یک نامه است که با اینترنت فرستاده شده

- عمو ... تو اینترنت داری؟

- بله در دنیای امروز خیلی ضروریه

- اینترنت چیه عمو؟


- اینترنت جائیه که با کامپیوترمیشه خیلی چیزها رو دید و شنید. اخبار،
موسیقی، ملاقات با مردم، خواندن و نوشتن، رویاها، کار و یادگیری. همة
این ها وجود دارن ولی در یک دنیای مجازی.

- مجازی یعنی چی عمو؟

تصمیم گرفتم جوابی ساده و خالی از ابهام بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم.

- دنیای مجازی جائیه که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که
دوست داریم اونجا هست. رویاهامون رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رو
اونطوری که دوست داریم عوض کردیم.

- چه عالی. دوستش دارم.

- کوچولو فهمیدی مجازی چیه؟

- آره عمو. من توی همین دنیای مجازی زندگی می کنم.

- مگه تو کامپیوتر داری؟

- مادرم تمام روز از خونه بیرونه. دیر برمی گرده و اغلب اونو نمی بینیم.

- نه ولی دنیای منم مثل اونه ... مجازی.

- وقتی برادر کوچیکم از گرسنگی گریه می کنه، با هم آب رو به جای سوپ می خوریم

- خواهر بزرگترم هر روز میره بیرون. میگن تن فروشی میکنه اما من نمی
فهمم چون وقتی برمی گرده می بینم که هنوزم هم بدن داره.

- و من همیشه پیش خودم همة خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم.
یه عالمه غذا، یه عالمه اسباب بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتر
بزرگی بشم.

- پدرم سالهاست که زندانه

- مگه مجازی همین نیست عمو؟

قبل از آنکه اشکهایم روی صفحه کلید بچکد، نوت بوکم را بستم.

صبر کردم تا بچه غذایش را که حریصانه می بلعید، تمام کند. پول غذا را
پرداختم. من آن روز یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم را
همراه با این جمله پاداش گرفتم:
- ممنونم عمو، تو معلم خوبی هستی.

آنجا، در آن لحظه، من بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم. ما هر
روز را در حالی سپری می کنیم که از درک محاصره شدن وقایع بی رحم زندگی
توسط حقیقت ها ، عاجزیم...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/10ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط A@v  | 

تلنگر 2

اومدم + اومدی = بودم + بودی + هستیم
)(گذشته از همه ی این حرفها چند حرف خط دارم )(
تو همانی که می اندیشی اندیشه ی تو زندگی ات را میسازد
اگر میخواهی زندگی کنی فکرت را عوض کن ... ؟
کسایی که فکر+احساس+ادا+ادعا دارن = که گی همجنسگرا_همجنسباز... هستند بیاید و به این سوال ها جواب بدید البته در خلوت ... خلوتی خالی از تو خلوتی با خود ... و برای خود . . .
1-برای چی این ذهنیت رو دارید؟
3-کی بزرگ شد + چطور ؟
4-اولین جرقه کی بود + کجا بود + با کی بود + و برای چی ... ؟
5- با بزرگ شدن این حس چه چیزی در وجود شما بزرگ شد ؟
6-مهمترین دلیل که شما رو میکشونه سمت این حس + ایجاد رابطه جنسی چیه ؟
7-این حس برای شما دغدغه شده یا شما برای این حس دغدغه شدید ؟
8-فکرتون راجع به آیندتون با وجود این حس چیه ؟
9-آیا این حس در وجود شما تثبیت شده ؟
10-جزء کدوم دسته هستید ...امشب با این فردا با اون ...امشب تا مرگ با او
11-این حس رو با توجه به محدودیت+خط قرمز های جامعه میخواید چطور ارضا کنید
12-آیا فکر مدام و مستمر به این حس عامل بزرگ شدن این حس در وجود شما شده یا عادت کردن به این حس و رابطه هایی که داشتید + دارید یا عامله دیگه ؟
13-پوزیشن ایده ال شما چیه ...فاعل ... مفعول ... دوطرفه ((( عاشق ))) ؟
14-دلیل وجود این حس از نظر خودتون چیه ... به نظرتون این حس در وجود شما ذاتی هست یا اکتسابی یا چیز دیگه ... ؟
15-دوست دارید از این حس خارج بشید ؟
. . .فکر کنید به این که چطور میتونید به زخم های پاتون بگید همه ی مسیر رو اشتباه اومدید ....

((((((((((عشق یعنی گذشتن از من برای ما))))))))))
میخوای از چی بگم براتون تو جیب من یه کاغذ سفید و پارست که حرف توشه ولی با خودکار سفید .... تو هم مثل منی تو هم کم درد نداری تو درد اصلیت اینه که همدرد نداری ((((( مهدی))))) کسی نیست که با این زخمها دردش بگیره
ولی اشکهای تو رو کی میخواد گردن بگیره . . . میخوای از چی بگم از دلی که فقط اسمش دله یه عمری که نصفش اشکه نصفش گله یا از روحی که توی زوندونه جسمش وله ادم مجبوره با شرایط وقفش بده...میخوای از چی بگم از اون دلی که فقط پی دله یا از اونی که پی شکستن دله...الان طوری شده که گرگها هم افسردگی گرفتند دیگه گوسفندان را نمیدرند به نی چوپان دل میسپارند و گریه میکنند........اونایی که میدوند نمیرسند و اونایی که میرسند نمیدوند...تو این دور زمونه همه عرض بدن میخاهند همه از دوست فقط لب و دهن میخواهند عشق ها را همه با دور کمر میسنجند ؟؟؟؟ دل اگر بستی محکم نبند
مراقب باشی گره کور نزنی اون میره تو میمونی با یه گره کور ....
حرف آخر فکر کنید به این که چطور میتونید به زخم های پاتون بگید همه ی مسیر رو اشتباه اومدید ....
...(((...عشق یعنی گذشتن از همه ی وابستگی ها + گذشتن ازخود...عاشق واقعی کسیه که به خاطر عشقش از خودش نه به خاطر خودش از عشقش ...)))...ببینید بچه ها تو زمونه ای که عشق افسانه شده و صداقت دروغ و فقط کالبدها(جسم)مانده و روح عشق و روح صداقت از کالبدها جدا شده و روح دروغ وارد کالبد عشق و صداقت شده مشکل ما اینه که فقط کالبد و جسم رو میبینیم و به روحی که به این کالبد هستی بخشیده توجه نمیکنیم.؟.؟.؟. ... گاهی پرستیدن عبادت نیست حتی اگر سر روی مهربگذاری...گاهی برای دیدن عشقت باید سر از مهر برداری.....
بچه ها هیچکس بد نیست هیچکس نمیخواد بد بشه+باشه . . . ذات همه خوبه . . .
حتی همه ی کسانی که میان با شخصیت هایی که وجود خارجی ندارند و صرفا اسم هستند تو سایت های مختلف به من فحاشی میکنند . . . البته منظورم شخصیت پردازهاست...همه خوبیم+بودیم=شاید نباشیم ولی هستیم پس میتونیم=خوب= باشیم...بیاید فکر کنیم چرا الان روح بد در کالبد خوبی ما نفوذ کرده ... بد بودن به چه قیمتی؟ ؟ ؟ . . . آدم ها رو در خلوتشون باید شناخت پس با خودتون خلوت کنید تا بهتر خودتون رو بشناسید..... . . . ..... خب دیگه من فعلا برم ... مواظب خودتون+خوبیاتون باشید./.-./.دیوانه ای را گفتند چه خواهی از خدای خویش گفت :عقل سالم خواهم تا برای عشقم دوباره دیوانه شوم


...ای کاش همیشه کودک بودیم تا به جای دلهایمان زانوهایمان زخمی میشد...خدایا... کودکان گل فروش را میبینی...مردان خانه بدوش...دخترکان تن فروش...مادران سیاه پوش...کاسبان دین فروش...محراب های فرش پوش...پدران کلیه فروش...زباه های عشق فروش...انسان های آدم فروش...مدیران رشوه نوش...حاکمان گرز به دوش...مردمان ریا کوش...زبان های دروغگو...و...و...و...همه را میبینی...میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم...دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد.........پرده ها تا پنجره باز است برقصید...اجر من در روشن کردن حقایق است و اجر شما در کتمان حقایق...بیاید و فکر کنید به خودتون برید جلو اینه در
اتاقتون رو ببندید...خودتون رو میبینید ... حرفهای من برای ان خود است ان خود واقعی ...پس بشنوید...من بازم میام... خواندن این حکایت خالی از لطف نیست..... ... مردی در کنار رودخانه ایستاده بود. ناگهان صدای فریاد شنید و متوجه شد که کسی در حال غرق شدن است فورا به آب پرید و او را نجات داد. اما پیش از آن که نفسی تازه کند، فریادهای دیگری شنید و باز به آب پرید و دو نفر دیگر را نجات داد. اما پیش از آنکه حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک خواستد شنید. او تمام روز را صرف نجات افرادی کرد که در چنگال امواج خروشان گرفتار بودند غافل از این که چند قدم بالاتر،
دیوانه ای
مردم را یکی یکی به رودخانه می انداخت

تا حالا فکر کردی چرا هر کی راست میکنه یا اونجاش میخاره میاد تو این سایت کامنت میزاره یعنی همه گی هستند این یه واقعیته.. قصد توهین به کسی رو ندارم ..کی گفته هر کی دستش به دختر نمیرسه باید نیازشو با یه پسر ارضا کنه بعد هم که عادت کرد بگه من گی هستم و ...
خودمون رو که دیگه نمیشه گول بزنیم... کدوم از شماها میتونه گی رو تعریف کنه
به نظرتون گی اینه که یه هوس باز چهل ساله بیاد و با یه پسر هفده ساله سکس کنه چون پول داره ؟ یا یه راننده که هر وقت از شهرستان میاد تهران بیاد و یه پسر رو که شمارشو از تو سایت گرفته ببره حموم و آخر سر هم یه پول بهش بده؟
یا دو پسر که تو مدرسه یا محله یا فامیلی با هم لاپا بدن و به علت تکرار عادت کنن و بعد هم بگن ما گی هستیم؟ اونایی که فکر میگید گی هستید اولین سکستو یادتونه؟ کی بود؟ کجا بود؟ با کی بود؟ چرا بود؟ خودتون رو گول نزنید ... از کی همجنس باز یابهتر بگم هوس باز میگن گی؟ همجنسبازی رو با چه توجیهی به همجنسگرایی نسبت میدید؟ مهدی هست تا زمانی که...
بتونه کمک کنه به انن پسری که به خاطر ای حس لعنتی افسردگی گرفت و...
مهدی هست تا زمانی که ... بتونه کمک کنه به اون پسری که به خاطر این حسخودکشی کرد خدارحمتش کنهبابک از اصفهان...
مهدی هست تا زمانی که... بتونه کمک کنه به اون پسری که خوابیدن با یک پسر شده بزرگترین دغدغه زندگیش طوری که داره بهجنون کشیده میشه...
مهدی هست تا زمانی که... بتونه کمک کنه به اون پسر هفده ساله ای که به زور مورد تعرض قرار گرفت و تکرار این تعرض باعث تثبیت این حس در وجودش شد ...
مهدی هست تا زمانی که... مانع بشه از سوءاستفاده از گی ها به هر طریقی...
و مهدی هست تا زمانی که تفکیک بشه همجنس بازی از همجنسگرایی و کمک به همجنسگراها برای گذر از این حس... تا زمانی که حس خوابیدن بایه پسر به عادت و ارزو تبدیل بشه و این حی رو به ذات نسبت بدید نه اکتساب وضعیت همینه
ترک عادت سخته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/10ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط A@v  | 

تلنگر 1

سلام حال همه ی ما خوب است تا یادم نرفته است بگویم خواب دیدم خانه ای خریده ای بی پرده بی پنجره بی در بی دیوار !
دیگر از این همه سلام ضبط شده در آداب رفت و آمد مردمان خسته شده ام.
روز احتمالا اتفاقی تازه در ادامه ی شب است.
همه جا پراست پراست از سؤال و سکوت... سکوت و کوپن گلایه گمان کوچه ها مردمان.
راه بلد قصه ی ما میگفت دقت کنید صدای کندن گور می آید
راستی این همه چرت و پرت قشنگ چه را میخواهد بگوید.
ن اصلا باشد برای دفعه ی بعد!
من تا ب حال هیچ پلی از اتصال دل ندیدم. بعضی ها رشوه میخواهند ،
رفتگران عیدی ، رهگذران سکوت ، دریغا عشق؟
اتفاق خوب و قشنگی در راه است بگو بشود
برهنه ب بستر بی کسی مردن
تو ازیادم نمیروی
خاموش ب رسم رسا ترین شیون آدمی تو از یادم نمیروی
گریبانی برای دریدن بغض بی قرار تو از یادم نمیروی
اصلا خوب کرده ای ک از یادم ما نمیروی از نو مینویسم حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن دیدارما رأس همان ساعت نامعلوم خداحافظ


--------------------------------------------------------------------------------

حرفهایم را در قالب خط برایت میگویم تا بشنوی چون اگر حرفهایم را در قالب متن بنویسم تو فقط میخوانی ... قلم در دست دل بود+است پس با دل بخون چون با دل مینویسم ... گفتم دل ؟ گفتی ک شکست+سوخت یعنی شکستن+سوختن و رفتن...
پس دل قوی دار ک سحر نزدیک است شاید این چندسحر فرصت آخر باشد ک ب مقصد برسیم... ایمیل تلنگر قبلا براتون ارسال شده این تفکری برای تلنگر است پس با دقت بخون ... شمایی ک فکر+احساس میکنید ک گی هستید یا همجنسگرا و یا شایدم همجنسباز!... ای کاش میدونستید و باور میکردید ک (تو) همونی هستی ک فکر میکنی نیستی و اونی نیستی ک فکر میکنی هستی... چرا ب تلقین قدرت دادید چرا ب ی گرایش غلط جنسی ک حالا ناخواسته یا خواسته در وجودتون شکل گرفته این قدر قدرت دادید ک شاید در ذهنتون ملکه شده و شاید بهتون دستور میده ... طوری ک گاهی وقتا بغضیا اون رو ب ذات نسبت میدیم این درحالیه ک در خلوتتون قصه جور دیگریست... شاید برا خیلی از گی هاسوأل باشه و بگن اگه ما واقعا همجنسگرا نیستیم پس چرا هیچ میلی ب دختر و جنس مخالف نداریم ؟ ؟ ؟
خب جواب من یک مثاله زیبا و سادست:
ب مثال+جواب من دقت کنید : : :

فرض کنید ک دو لامپ داریم ی لامپ قرمز و ی لامپ سبز ... لامپ قرمز حس+میل ب پسره و لامپ سبز حس+میل ب دخترببینید نداشتن حس مخصوصا از نظر جنسی دغدغه ی خیلی از بچه هایی است ک احساس میکنند گی هستند اما علت ب وجود اومدن این دغدغه چیه؟این دو تا لامپ رو هر پسری داره و از بچگی تو اتاقامون بوده+هست...بعضیاتا قبل از سن بلوغ با هیچکدوم کاری ندارن...بعضیا قبل از سن بلوغ لامپ ها رو دستکاری میکنن یکیشون رو خاموش میکنن و یکیشون رو روشن و بیشتر لامپ قرمز رو روشن میکنن ...بعضیا بعداز سن بلوغ ی لامپ رو روشن میکنن و یکی رو خاموش و این کار رو ادامه میدن ... بعضیا فقط ی لامپ رو روشن میکنن یا قرمز یا سبز صحبت من با کسایی هست ک لامپ قرمز رو روشن میکنن ... یا بیشتر اوقات قرمز رو روشن میکنن هرچند افرادی هم هستند ک هم قرمز و هم سبز رو روشن میکنن ... این بچه ها لامپ قرمز رو دوس دارن چون براشون
جذابه و نورش لذت بخش و با نور قرمز راحت ترن ... لامپ قرمز دم دستشون هست و هر وقت بخوان میتونن روشنش کنن چون دستشون ب لامپ قرمز میرسه حتی از بچگی ... اما لامپ سبز باید صبر کنن تا قدشون بهش برسه و باید اون موقع روشنش کنن هرچند گاهی شیطنت میکنیم و ی چارپایه گیر میاریم و میزاریم زیر پامون و لامپ سبزه رو یواشکی روشن میکنیم...
حالا بعضی وقتا پیش میاد ک ما از بودن لامپ قرمزه دم دست سوءاستفاده میکنیم یعنی نورش ما رو تحریک میکنه داخل پرانتز بگم هر کدوم از ما خودمون ی لامپ قرمز هستیم و جذبه ی این لامپ اونقدر زیاده ک همه رو ب سمت خودش میکشونه طوری ک اگه ی بار لمسش کنیم و تو نورش وایسیم دیگه نمیتونیم و یا خیلی سخت میتونیم ترکش کنیم و این میشه که لامپ قرمزه واسه ما شد تک طوری ک هیچ وقت ب لامپ سبزه اجازه ی سبز شدن ندادیم بعضیا اونو خاموش کردن بعضیا شکوندنش و بعضیا اونو پرت کردن حالا بعضیا تو بچگی و بعضیا سن بلوغ و بعداز اون خب طبیعیه وقتی لامپ سبزی رو ک پرت کردیم+شکوندیم+خاموش کردیم رو دوس نداشته باشیم یا بهتر بگم بهش هیچ حسی نداشته باشیم چون جایگزینش ک لامپ قرمزه بود رو داریم .......
امیدوارم ک منظورم رو از این مثال ساده متوجه شده باشید... ببینید بچه ها من تو ایمیل تلنگر مفصل راجع ب بحث دین و گناه بودن ارتباط جنسی دو پسر حرف زده بودم چون دین تو این قضیه سهام دار اصلی بود+است+خواهد بود ... بعضیا میگن ک خدا خودش ما رو اینطوری (همجنسگرا) خلق کرده این کفر است ب خدا ...
ب این فکر کنید ک خداوند وقتی چیزی رو نهی کرده و گناه کبیره ای رو ک انجامش عرش خدا رو ب لرزه در میاره ... حالا خدا چطور میاد افرادی رو اینطور خلق میکنه ... این تناقض کفر است ب خدا و شرک ... تمام ادیان اللهی ارتباط جنسی دو پسر رو قویا نهی کردن ... این دستور خداست در قالب دین ... و چون کلام خدا و فرمان خداست جای هیچ شک و شبهه ای در آن نیست و نباید از فرمان خدا سرپیچی کرد ...
بگذریم ...
بعضیا میگن ما ب این کار سکس + ارتباط با پسر معتاد شدیم و دیگه نمیتونیم ترکش کنیم این فقط ی تلقینه ک ب خاطر لذت این ارتباط نمیتونم رو بر زبونتون جاری میکنه من دوستایی داشتم ک به سکس با پسر اعتیاد داشتن ولی تونستند تغییر کنندچون خواستند پس تونستند مترادف لغت خواستن میتونه باشه ... بچه ها بین میتونم و نمیتونم یه نون بیشتر فاصله نیست یعنی شما نمیتونی این نون رو برداری بچه ها نمیتونم وجود نداره نمیتونم معنی نمیخواهم هست هر دو ی معنی دارن ولی دو جور نوشته میشن ... ما نمیتونیم رو ساختیم + گفتیم + میگیم تا خودمون رو دور+گول بزنیم ... وقتی چیزی روچون در واقع نمیخوخیلی دوس داریم اگه بخوایم ازش جدا بشیم میگیم نمیتونیم ...پس لطفا حداقل خودمون رو دیگه گول نزنیم ای کاش چند دقیقه با خودت خلوت کنی ای کاش بدونی ک خیلیا تا حالا تو باطلاق همجنسگرایی غرق شدن+میشن ... میخوام ی قصه بگم پس خوب گوش کن ... بادلت ...

_¤|`_ق ص ه_`|¤_
دو تا عاشق بودن`البته واقعی`...اسم یکیشون پاییز بود و اسم اون یکی بهار!
پاییز و بهار خیلی همدیگه رو دوست داشتن...فاصله پاییز و بهار رو از هم جدا کرده بود اما پاییز و بهار ب هم متصل بودن...پاییز و بهار زیبا بودن اما از هم دور...این شد که تصمیم گرفتن ک به هم برسن...فاصله بهشون گفت ک رسیدنتون ب هم ب قیمت از دست دادن زیباییتون!
پاییز و بهار ب خاطر ما شدن از خودشون گذشتن...هر دو رهسپار سفر شدن بهار حرکت کرد و شد تابستون ک ب پاییز برسه...غافل از اینکه پاییز برا رسیدن ب بهار کفن سفید تنش کرد و شد زمستون...
سرتون رو درد نیارم ... بچه ها بیشتر کسایی ک فکر+حس میکنن ک حس همجنسگرایی در اونا بوجود اومده یا ب وجود میاد ... یا تو مدرسه هست یا فامیل یا محله و درصد کمی جاهای دیگه ... یعنی استارت همجنسگرایی در این سه جا زده میشه بعد از اولین استارت خیلی ها این حس رو پرورش میدن و اگه اون رو بذر فرض کنیم اون رو رشد میدن و...
من خیلی ها رو دیدم ک ب خاطر این ک حس گی در اونا ب وجود اومده لطمه خوردند تاوان دادند ازشون سوء استفاده شد و بارها رو دلاشون پا گذاشتند ... و و و ...
ولی ی بار برا همیشه بیاید و ب خودتون بیاید ب آیندتون خونوادتون شرایط الأنتون و ب دوستاتون و هم سن و سالاتون ک مثل شما نیستند فکر کنید ... شما تصورتون اینه ک با بقیه فرق دارید این فرق تو گروه همسالاتون گاهی براتون آزار دهنده هست این حس جوریه ک براتون دغدغه شده و یا میشه ... دغدغه ای ک خودتون و افکارتون رو تحت الشعاع قرار میده و زندگی تون رو تحت تأثیر قرار میده ... شما باید ذهنیتتون رو تغییر بدید شاید سخت باشه براتون ولی شدنی ... لااقل من تا الأن شاهد تغییر بیش از پانصد نفر گی همجنسگرا و حتی همجنسباز بودم از 13 سال تا 56 سال ...
اون وقته ک به آرامش میرسید آرامشی لذتبخش چون تازه میشید خودتون همونی ک بودید و هستید و فقط فکر میکردید ک نیستید ! ... آرامشی ک تو این سایتا و فضای مجازی خیلی دنبالش بودید+گشتید ولی پیدا نکردید و شاید بدتر آرامشتون هم بهم خورد ... بازم تأکید میکنم دین تو این قضیه سهام دار اصلی هست و حرف دین حرف خداست و برای ما حجت... اینو هم مطمئن باشید ک همجنسگرایی ی باتلاقه در کالبد ی گلستان خوشبو ... از لحظه ای که باتلاق رو گلستان میبینید و وارد اون میشید تا لحظه ای ک باتلاق رو باتلاق میبینید و در اون فرو میری زمان زیادی ندارید هرچند بودن افرادی ک غرق
باتلاق شدن و کاملا فرو رفتن ولی باز ارادشون اینقدر محکم بوده ک تونستن تغییرکنن چون خواستن... من دوستایی داشتم ک زمانی ک گی بودن از دختر متنفر بودن ولی وقتی تغییر کردن ذهنیتشون هم تغییرکرد و تاحالا هفت هشت نفری از اونا ازدواج کردن و بعضیا هم الأن در صدد ازدواج هستن ... دلیلش اینه چون خودشون رو باور کردند و تغییر رو باور کردند و پذیرفتن پس تو هم میتونی هنوز دیر نشده شاید این چند سحر فرصت آخر باشد ک ب مقصد برسیم ... ببخشید ک حجم مطلب زیاد بود...
شاید خیلی طولانی بود + شد اما این فقط بخشی از تفسیر حقیقت بود در قالب تلنگر! تلنگری برای تو ... برای تو که آسمون چشمات بیشتر وقتا ابری هست ...
چشاتو این بار ببند و ی دور با دلت و با قلبت بخون باورکن ک تو هم میتونی تغییر کنی ن فردا امروز ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/10ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط A@v  | 

خود ارضایی ...

مینویسم نخون بشنو...یک بحث مهم ، یک دغدغه ، یک نیاز ، نگاه جامع به

پدیده ی خودارضایی ... نگاهی از دو دریچه ی اصلی علمی.دینی:

حضرت امیر ع می فرماید:

هرکس چشم خود را کنترل نکند اندوهش زیاد میشود.

آنچه میخوانید نوشته ای در مورد عواقب یکی از گناهانی است که منشأ آن چشم

چرانی و سستی ایمان و اراده می باشد درآخر کتاب " حدود جواهر " می نویسد

هر کس با دستش یا عضو دیگرش استمناء کند باید تعزیر شود چون کار حرامی

بلکه کبیره ای را مرتکب شده است . چنانکه از حضرت صادق ع از حکم آن

پرسند آن حضرت می فرماید گناه بزرگی است که خداوند در قرآن مجید از آن

نهی فرموده است و استمناء کننده مثل این است که با خودش نکاح کرده و اگر

کسی را چنین کاری می کند بشناسم با او هم خوراک نخواهم شد .

مضرات روحی و جسمی استمناء '(' مجموعه ای از نوشته های دکتر استون _

کینسی _ هوفمان _ پرفسور گوسولن و دکتر پودولسکی ')' این عمل مبتلایان را

به ضعف قوای شهوانی دچار میکند جبون و بی حال بار می آیند شهامت و

درستی از آنها سلب می شود چه بسا اشخاصی هستند که در عنفوان جوانی در

اثر مبتلا شدن به این عمل چنان دچار ضعف قوای روحی و جسمی میشوند.

که معتادین شیره و تریاک در مقابل آنان شیر نری به حساب می آیند این عمل از

لحاظ روابط نزدیکی که با حواس پنج گانه دارد در درجه اول در چشم و گوش

اثر میگذارد به این معنی که دید چشم را ضعیف کرده و حس شنوایی را نیز تا

حد قابل توجهی از کار می اندازد مبتلایانی که از لحاظ جسمانی ضعیف میباشند

غالبا مگسی جلو چشم خود می بینند که به شدت آنها را ناراحت میکند و حتی

وقتی چشمهای خود را می بندند باز نمی توانند از آسیب مگس در امان باشند و

چون این عمل هر بار چند دقیقه ادامه پیدا میکند چشمان سیاهی رفته و دچار

سرگیجه میشوند و به زمین می افتد همچنین به طور مداوم صدای ناهنجاری در

گوش خود احساس می کنند که بسیار ناراحت کننده است علاوه بر اینها تحلیل

رفتن قوای جسمانی و روحانی ، کم شدن خون ، پریدگی رنگ ، نقصان قوای

حافظه ، لاغری ، ضعف و سستی زیاد از حد ، بی اشتهایی ، کج خلقی ،

عصبانیت و هزاران افت دیگر از بیماری هایی که گریبان مبتلایان به این عمل را

خواهد گرفت البته آنهایی که از لحاظ جسمی قوی هستند ممکن است قدری دیرتر

به این بیماری ها دچار شوند ولی به هرحال عدم ابتلا به آنها از محالات است.

از بدبختی های مبتلایان به این عمل یکی اینست که قوه ی اراده ی آنان به کلی

مختل میگردد. این عمل علاوه بر مضرات جسمی از لحاظ جنسی نیز شخص را

فرسوده میکند یعنی غدد داخلی را از کار می اندازد از جمله ی این غدد ، غده ی

سازنده ی منی است که بر اثر این کار رفته رفته کوچک شده و به صورت

نخودی در میاید و چون در آن صورت قادر به فعالیت و ساختن منی نیست.

شخص مبتلا برای همیشه از لذایذ جنسی محروم میگردد و اگر به این صورت از

مردی نیفتد به طور قطع به صورت دیگری مانند سرعت انزال ، کندی ، کندی

انزال ، سیلان منی ، عدم نغوظ و نغوظ بی دوام و امثال اینها به ناتوانایی جنسی

مبتلا خواهد شد . چه بسا دیده یا شنیده شده که جوانان معتاد به این عمل در

اندک مدتی دچار چنان حالتی گردیده که بجای ادرار خون از آنها خارج میشود.

باید دانست اشخاصی که به این حالت دچار میشوند و اگر در سنین جوانی باشند

خطر مرگ در انتظار آنهاست زیرا بدون احساس شهوت و بدون اینکه لذتی ببرند

بلاانتقاع منی از آنها دفع میگردد و همین امر باعث میشود درحین راه رفتن به

دفعات زمین بخورند و از هوش بروند.

سری به تیمارستان تهران بزنید از هر ۱۰ نفر دیوانه ای که در آنجا سکونت

دارند ۹ نفر معتاد به استمناء میباشند یعنی بر اثر این کارشان به جنون کشیده و

به گوشه ی تیمارستان افتاده اند زیرا این عمل مذموم و ناپسند در قوای دماغی

تأثیر زیادی دارد و وقتی قوای دماغی شخص مختل شد ، مسلم است کارش به

دیوانگی خواهد کشید . بدون اغراق از هر ده نفر بیمار مبتلا به سل که در

آسایشگاه خوابیده اند چهار نفر به علت ابتلا به خودارضایی به این بیماری

خطرناک دچار گردیده اند . دنیای امروز میگوید خوب بخور در هیچ امری افراط

نکن ، قوی باش تا بیمار نشوی ولی معتادین به این عمل چون اشتهای خوب

خوردن ندارند و در امور جنسی آن هم از راه غیرطبیعی افراط دارند ناچارا

ضعیف هستند و چون ضعیف هستند برای ابتلا به هر نوع بیماری مستعد

میباشند به وفور دیده شده بعضی از مبتلایان به اثر افراط در این عمل به یک

نوع بیماری به نام جنون استمناء که شباهت زیادی به سادیسم دارد دچار

میشوند و آن وقت حتی با دیدن سگ و گربه هم به فکر این عمل می افتند و

بلافاصله مشغول عمل میشوندو چون حتی پرشهوت ترین افراد هم نمی توانند

بیش از پنج یا شش ماه از نیروی جنسی خود آن هم به صورتی که مورد بحث

ماست بهره برداری کنند لذا قوای تناسلی آنان به کلی از کار می افتد و به طرز

دلخراشی به آغوش مرگ پناه می برند ... در آخر کسانی که مدت زیادی به این

عمل گرفتار شده اند توصیه میشود به متخصصین امر برای بهبود اوضاع جسمی

و روحی خود مراجعه نمایند .

سوزد و گرید و افروزد و نابود شود آن که چون شمع بخندد به شب تار کسی بی

گمان دست در آغوش نگارش ببرندهر که یک بوسه ستاند ز لب یار کسی ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/12/07ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط A@v  |